تاریخ تنها با جنگها، فتوحات، انقلابها و پیمانها ساخته نمیشود؛ گاهی یک جنازه نیز میتواند مسیر تاریخ را تعیین کند. برخی جنازهها در سکوت، با حضور تنها چند صد نفر، در آغوش خاک آرام میگیرند و در گذر بیرحمانه زمان به فراموشی سپرده میشوند؛ اما برخی دیگر چناناند که به بخشی از حافظه شهرها، آبادیها و نسلها بدل میشوند.
کسانی که در چنین تشییعهایی حضور مییابند، تنها برای سپردن پیکر یک انسان به خاک گرد هم نمیآیند؛ بلکه برای گواهی دادن بر روزگار خویش، بر اندوه مشترکشان، بر دلبستگیهایشان، بر باورهایشان و بر حافظه جمعی خود نیز به میدان میآیند. در چنین لحظاتی، یک جنازه دیگر صرفاً آیین تدفین نیست، بلکه به رویدادی تاریخی بدل میشود که بر صفحات تاریخ نقش میبندد و پژواک آن سالیان دراز در گوش زمان طنینانداز میماند.
امروز، با دیدن دریای انسانهایی که در خیابانهای ایران موج میزند، دل بارها و بارها به پنجرههای تاریخ سرک میکشد. این کاروان که از تهران تا قم، از قم تا مشهد و سپس در دیگر شهرها ادامه یافته، تنها یک مراسم تدفین نیست؛ بلکه صحنهای است که در سالهای آینده، تاریخنگاران، پژوهشگران جامعهشناسی و تحلیلگران سیاست را به اندیشه وامیدارد که چه نیرویی توانسته است این همه انسان را در اندوهی واحد، اینگونه به هم پیوند دهد.
برای برخی، این بدرقه، وداع با یک رهبر دینی است؛ برای گروهی دیگر، پایان یک دوره انقلابی؛ و برای عدهای نیز آخرین سفر یک شخصیت سیاسیِ مناقشهبرانگیز. تاریخ همه این زاویههای نگاه را در حافظه خود ثبت خواهد کرد. اما یک حقیقت را نمیتوان انکار کرد: حضور چنین جمعیت عظیمی از مردم، خود بهتنهایی یک رخداد تاریخی است.
در میان همه این صحنهها، ناگهان کربلا در ذهنم زنده شد. کربلا به ما میآموزد که بزرگترین نبرد تاریخ، همواره میان ستمگر و ستمدیده بوده است. در کربلا، در ظاهر، قدرت در اختیار یزید بود؛ کاخها از آنِ او بود، خزانه در دست او قرار داشت و سپاه در کنار او ایستاده بود؛ اما تاریخ، داوری خود را به سود او رقم نزد.
قرنها پس از آن نیز، میلیونها انسان نام حسین بن علی(ع) را با احترام، محبت و ارادت بر زبان میآورند، در حالی که نمادهای ستم، به نشانهای از نفرت و مایه عبرت تاریخ بدل شدهاند. این، بزرگترین درس کربلاست؛ اینکه قدرت میتواند موقتی باشد، اما پیروزی اخلاقی همواره از آنِ انسانیت است. از همین رو، کربلا تنها یک رویداد مذهبی نیست، بلکه رساترین فریاد وجدان انسانی است. هر جا که ستم و مقاومت در برابر یکدیگر قرار گیرند، کربلا با تمام معنا و پیام خود حضور دارد. کربلا به قومی خاص، مذهبی ویژه یا جغرافیایی معین تعلق ندارد، بلکه میراث هر انسانی است که در برابر جبر و ستم، از فرود آوردن سر خویش سر باز میزند.
شرایط امروز ایران را نیز باید در همین چشمانداز گسترده نگریست. موافقت یا مخالفت با یک شخصیت، جایگاه خود را دارد؛ اما هنگامی که میلیونها انسان برای بدرقه و وداع با یک رهبر از خانههای خود بیرون میآیند، این رخداد دیگر صرفاً یک اجتماع سیاسی نیست، بلکه به یک واقعیت اجتماعی تبدیل میشود. تاریخ هرگز چنین صحنههایی را نادیده نمیگیرد. شاید در روزگار ما، نمونههایی از این دست تشییعهای عظیم مردمی بسیار اندک باشد. این پرسش همچنان اهمیت خود را حفظ میکند که مردم چرا به میدان میآیند؟ آیا تنها به فرمان حکومت؟ آیا صرفاً از سر سنت و عادت؟ یا بدان سبب که میخواهند دلبستگی عمیق قلبی خود را آشکار سازند؟ پاسخ این پرسشها را زمان خواهد داد، اما خود این پرسشها همچنان پابرجا خواهند ماند.

آنگاه که رؤسای کشورها، وزیران امور خارجه، دیپلماتها و دیگر شخصیتهای برجسته از سراسر جهان در این مراسم تشییع حضور مییابند، شاید برخی از آنان برای لحظهای نیز به خویشتن بنگرند و در وجدان خود تأمل کنند. آیا مردم کشورهای آنان نیز در هنگام بدرقهشان، چنین از خانههای خود بیرون خواهند آمد؟ آیا نام آنان نیز با مهر و احترام بر زبانها جاری خواهد شد؟ یا آنکه یادشان تنها در چارچوب تشریفات رسمی، کاخها، حسابهای بانکی و پروندههای قدرت باقی خواهد ماند؟
کرسی قدرت، هرچند میتواند بسیاری از امکانات و امتیازات را در اختیار انسان قرار دهد، اما هرگز نمیتواند برای او جایگاهی در دلهای مردم بیافریند. آن جایگاه تنها با خدمت، پاکدستی، ایثار و ایستادن در کنار مردم به دست میآید.
ما در جهانی شگفتانگیز و در عین حال متناقض نفس میکشیم. از هوش مصنوعی سخن گفته میشود، ثروتهایی به ارزش میلیاردها و تریلیونها دلار روزبهروز در دستان شمار اندکی متمرکزتر میشود و دارایی ثروتمندترین انسانهای جهان از بودجه سالانه بسیاری از کشورها نیز فراتر رفته است؛ اما در همان حال، گرسنگی، جنگ، بیخانمانی و محرومیت نیز با همان شدت و گستردگی همچنان پابرجاست. در چنین شرایطی، میراث واقعی یک رهبر نه دارایی شخصی او، بلکه اعتمادی است که در دلهای مردم خود بر جای میگذارد.
در طول تاریخ، چه بسیار فرمانروایانی که کاخهایی از طلا بنا کردند، تندیسهای خویش را در جایجای سرزمینشان برپا ساختند و تصاویر خود را بر دیوار هر اداره دولتی آویختند؛ اما با رفتنشان، نامشان نیز از صفحه روزگار محو شد. در مقابل، انسانهایی نیز بودند که از ثروت شخصی بهرهای نداشتند، اما نامشان تا امروز همچون چراغی فروزان در دلها روشن مانده است.

بزرگترین عدالت تاریخ همین است که داوری نهایی خود را نه در کاخها، بلکه در حافظه مردم مینگارد. کامیابی حقیقی انسان نیز در همین نهفته است که پس از رفتنش، در چه سیمایی و با چه جایگاهی در دلهای مردم زنده بماند. آن ثروتی که در خزانهها محبوس باشد، آن قدرتی که بر پایه هراس استوار شده باشد و آن عظمتی که تنها وامدار تشریفات و پروتکلهای حکومتی باشد، با یک تندباد روزگار از هم فرو میپاشد؛ اما محبتی که در دلهای مردم جای گرفته باشد، حتی غبار قرنها نیز هرگز توان خاموش کردن و کمفروغ ساختن آن را نخواهد داشت.
در کربلا تنها یک نبرد رخ نداد، بلکه معیاری برای سنجش انسانیت بنیان نهاده شد. بر پایه همین معیار است که در هر عصر، حاکمان، انقلابیان، پیشوایان دینی و همه صاحبان قدرت مورد ارزیابی قرار میگیرند. پرسش تنها این نیست که چه کسی از قدرت بیشتری برخوردار بود، بلکه این نیز اهمیت دارد که آن قدرت در چه راهی به کار گرفته شد؛ آیا در کنار ستمدیده ایستاد یا در صف ستمگر؟ آیا انسان را بر قدرت مقدم داشت یا قدرت را بر انسان؟ زندگی به ما فرصت میدهد تا جایگاه خود را انتخاب کنیم؛ اینکه در کنار حق باشیم یا در کنار دروغ و ستم. این ما هستیم که باید مسیر خویش را خود تعیین کنیم.

همانگونه که در این متن آمده است، در مراسم تشییع پیکر آقای خامنهای، مردم عادی ایران اندوه خود را ابراز میکردند و به تعبیر نویسنده، سراسر جهان از شهادت ایشان اندوهگین بود؛ امری که از نگاه نویسنده، گواه آن است که کسی که در کنار حق میایستد، در دلهای مردم زنده میماند. همچنین نویسنده میگوید شمار کسانی که در مراسم تشییع شرکت کردند بسیار زیاد بود و انتظار میرود تعداد شرکتکنندگان در مراسم تدفین حتی از آن نیز بیشتر باشد. به باور نویسنده، این امر نشان میدهد که مردم ایران تا چه اندازه به ایشان ارادت و دلبستگی دارند.[1]
نویسنده: زاهده حنا از شناختهشدهترین نویسندگان، تحلیلگران سیاسی و ستوننویسان پاکستان است. آثار او عمدتاً بر مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوق بشر، جهان اسلام و تحولات منطقهای متمرکز است. وی به دلیل نثر ادبی، نگاه انتقادی و تحلیلهای عمیق تاریخی، از چهرههای اثرگذار روزنامهنگاری معاصر پاکستان به شمار میرود و نوشتههایش در محافل فکری و رسانهای بازتاب گستردهای دارد.
منبع:اکسپرس نیوز یکی از رسانههای شناختهشده پاکستان است که در کنار پوشش گسترده اخبار داخلی و بینالمللی، یادداشتها و تحلیلهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نویسندگان برجسته این کشور را نیز منتشر میکند. این رسانه به دلیل انتشار دیدگاههای متنوع و پرداختن به موضوعات روز، از رسانههای پرمخاطب و اثرگذار در فضای خبری پاکستان محسوب میشود.
[1] . https://www.express.pk/story/2821099/janazay-bhi-tareekh-likhtay-hain-2821099
نظر شما